
همیشه مرد خدا گوهری بود کمیاب ولیک چون من و شیخ ریا هزارانند
سلام
همیشه و همه جا در اطراف ما افرادی زندگی میکنند که از نظر ظاهری ممکن است مناسب نباشند . این گونه افراد اگر چه به چشم ما فقیر , کهنه پوش یا به اصطلاح امروزی " نادار " باشند اما اقیانوسی وسیع و نامحدود در " دل " دارند . اینان اگر چه از نظر مالی ضعیف باشند اما اکثرا همان تواضع کنندگانند . اینان همان صاحبان اصلی زمین اند :
بر آستانه میخانه خاکسار انند که در امور فلک صاحب اختیارانند
مبین به خفتشان کاین برهنه پا وسران همه به مملکت عشق تاجدارانند
همیشه مرد خدا گوهری بود کمیاب ولیک چون من و شیخ ریا هزارانند
تو ر ا که تاب بلا نیست دم ز عشق مزن حریف بار غم عشق بردبا رانند
که گفت نیست دل بی غم اندراین عالم که فارغ از غم ایام میگسارانند
صغیر بنده شاهی است کز سرتسلیم غلام در گه آن شاه شهریارانند
به نام کسی که هم اکنون در غیبت به سر می برد اما .......... جانم در دست اوست.
نیست در لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
یکی از دوستان عزیز اهل تزکیه نفس از من دعوت کردند تا در خاطره نویسی به جمع ایشان اضافه شوم و همین عامل بهانه ای شد تا این وبلاگ به نام استاد عزیز حضرت آیه الله ابطحی مزین شود .
به همین علت خاطره ی کوتاه اما با معنویتی به یادم امد.
دو یا سه سال پیش روز میلاد حضرت بقیه الله را در جلسه ای همراه با استاد عزیز آیه الله ابطحی حضور داشتیم. در آن جلسه بود که فراز هایی از دعای ندبه را یکی از بزرگان شروع به خواندن نمود:
فلیبک الباکون و ایاهم فلیندب النادبون .... این الحسن و این الحسین .... این ابناء الحسین ...... صالح بعد صالح ....... این بقیه الله التی لا تخلو من العتره الهادیه ......
شاید باور نکنید من در عمر که دعاهای ندبه زیادی را حضور داشته ام با معنویت تر از آن روز نه تنها ندیده بودم بلکه نخواهم دید و فکر میکنم اکثر حاضران در آن جلسه نیز عقیده مرا داشته باشند و شاید باور نکنید تنها کسی که در آن جلسه با اون جمعیت زیاد به خاطر قساوت قلب اشکش جاری نشده بود...... من بودم.
صغیرا گر وصال یار خواهی دیده گریان کن
بود کان مه نظر بر چشم گریان تو اندازد

بچه هایی را من در آن جلسه دیدم که حتی پنج سال نداشتند ولی به خاطر غربت امام زمانشان چنان اشک می ریختند که تمام صورتشان خیس شده بود . در پایان جلسه استاد عزیزمان میفرمود : امروز هم مولایمان نیامد ....اما باز هم دعا کنید... باز هم دعا کنید ....و باز هم دعا کنید.

من هم از دوست عزیز و آشنای گرامی , اسوه زمان (http://osvehzaman.blogfa.com) دعوت میکنم تا در این خاطره نویسی شرکت کنند البته اگه صلاح میدونند یا هر جور که خودشان میدانند
![]()
آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبت جدک الحسین
عقل را گفتم چه میگویی تو در حق حسین گفت من خود مات و حیرانم خدا داناستی
عشق را گفتم تو برگو گفت با بانگ بلند من حسین اللهیم نی از کسم پرواستی
![]()



| ? | حمید علیمی | ای که در باغ ولا منصب سقا داری | دانلود |
| ? | حمید علیمی | ای بلاجوی کربلا عباس | دانلود |
این هم دو تا از صوت های زیبای قدیمی حمید علیمی جان در مورد حضرت اباالفظل(ع).انشاالله از مداحیهی زیبای حمید علیمی بیشتر استفاده میکنیم.
" النماس دعا "
| Design By : Pichak |

