صحبت امروز و ديـروز نيست؛
صحبت يک عمر انتـظـــــــار است
که هفته هاي ما ين گونه پريشان شده اند،ما از همان وقت که درِ گوشمان آرام، اذان زمزمه کردند و اقامه،
آموختيـم زميـن خدا هيچ وقت خالي از حجت نيست
و گرفـــتـارت شديم حالا هم هر وقت نام تـو مي آيد؛ تمام قد مي ايستيـم دلتـنگ بشويم سر روي شانه هاي دعـاي فرج مي گذاريم
و وقت تنــهايي پرتو نگــاهـت را که حفره هاي روحـمان را گرم مي کند خوب حس مي کنيم مـاپشت اين ميله هاي انتـظــــــار، تاريـک، خستـه و چشــم به راه مانده ايم؛خورشيــد را کنار بزن ..
دنيايي بي باباي مهربونمون مهدي فاطمه عج سرد وبي روحه
من اين دنياي بي رحم نمي خوام دنياي که شيطان توش جولان داده اما مولامان مهدي عج خانه نشينه نمي خوام ..
گوش بکنيدداره مي ياديه صدايي ازتونجف صداميگه من علي شيرخدامن علي مهدي من چاه نداره.
الهي بميرم براي غربت مولامان مهدي فاطمه عج
ديگر اين خانه مرا تنگ بودزندگي بي شهدا ننگ بود
رفتند ياران آن مي گساران همراه آنان پير جماران
کجاييد اي شهيدان خدايي بلا جويان دشت کربلايي
کجاييد اي سبک بالان عاشق پرنده تر ز مرغان هوايي
در باغ شهادت راببنديدبه ما بيچاره گان ز آن سو بخنديد