بسم رب المهدی مینویسم یادگاری تا بماند روزگاری ساعتای 1 ، 1 ونیم ظهر جمعه آماده ی رفتن شدم....محل کنکور دانشگاه اصفهان ، دانشکده ی ادبیات . لباس و ظاهر هم آماده ....با ماشین برم یا باموتور؟ ...تصویب شد موتور سیکلت! اما .... نزدیکای فلکه احمد آباد که رسیدم یادم افتاد به رفیقمون زنگ بزنم که یه جا وعده کنیم..... آب سردی بود که در سوز آفتاب ظهر تابستان بر سر و مغز ما فرود آمد! باور نکردنی بود! انتظار یک ساله برای کنکور به این شکل... پ.ن : دائم این جمله به یادم می آید که : الخیر فی ما وقع :( یعنی خوبی در آن چیزی ست که اتفاق می افتد
شب قبلش به پدر که مسافرتند زنگ زدم و التماس دعا، من فردا کنکور دارم :(
مداد و پاک کن و تراش برداشتم.
به آبجی گفتم یادت هست دوران دبستان ، جناب پدر پاک کن های آلمانی و گرون قیمت میخرید و نصفش میکرد ؟ یادت هست مداد تراش خارجی میخرید میذاشت در مطب میگفت چون گمش میکنید هر وقت خواستید بیاید خودم براتون میتراشم ؟
آبجی گرام هم لبخندی به لبهاش نشست و گفت چه جالب هنوز اینا رو یادته..... 
آبجی گفت کی برمیگردی ؟ گفتم تا میرم و بیام شاید نزدیکای غروب بشه !
_گفت خونه ام !
_مگه کنکور نداری تو ؟
_کنکور ؟ دیروز داشتم!
_ عه چه جالب.....پس من میرم خودم !
_ مگه تو امروز داری ؟
_آره . جمعه . 6 مرداد
_گفت بازی در آوردی ؟ دیروز بود کنکور !
_ قر نیا ! اذیت نکن خداییش ! (وسط خیابون زدم کنار و مات ومبهوت !)
_ دیروز بود دیگه کنکور ...امروز جمعه 7 مرداده
_ :|
خواستم کلی به خودم فوش بدم جلوی خودمو گرفتم ! کارت ورود به جلسه رو پارش کردم ریختم در جوب !
بعد از چن دقیقه....... لعنت بر عمر حرام زاده ! که هر چه میکشیم از دست این پدر سوخته است !
دپرس وار رفتم یک دوری اطراف زاینده رود خشک و بی آب و علف !
بعد رستوران همشهری نزدیک پل 33 پل کباب ترکی و نوشابه ! مگر از گلویمان پائین می رفت؟ و آیا باید میرفت ؟!
به کنار رودخانه در کنار یک شیر آب زیر درخت بید رفته و قریب به یک ساعت دراز کشیدم ....
در فکر اینکه.....
ارامش خاطری در نسیم باد خنک زیر درخت بید ارزانی روح و روان و جسمم شد !
خدایا شکر ... ای مهربان :( :|
سر و صورت را زیر آب شیر گرفته و سوار بر موتور برگشتیم ....
پ.ن2: انسانها مانند یکدیگر نیستند همانطور که اثر انگشت دو انسان شبیه یکدیگر نیست !
پ.ن3: این روزها سیستم دپرسینگمان افزایش رو به رشدی داشته ! پسر عموی عزیز پیامک داد و دعایی در حقمان نمود که... هیچ رضایتی به چنین دعاهایی ندارم :(
| Design By : Pichak |

