بسم رب المهدی پ.ن :
دوره دبستان همکلاسی بودیم و تا چند سال بعد به عنوان دوست!
اما بعد از گذر زمان و مخصوصا دانشگاهی شدن من و کاسب شدن او ، چند سال هیچ صحبت رفاقتی با هم نداشتیم تا اینکه ...
چند روز پیش از طریقی سعی کردم بهش نزدیک بشم و یاد و خاطرات بچه گی رو مرور کنیم تا ببینم چرا اینقدر در خودشه ! چرا اینقد ساکت و ...!
وقتی دید میتونه جلب اعتماد منو داشته باشه و نسبت به اطلاعات اسلامیم دقیق تر شد ،
در صحبتهاش به شیطان پرستی و آتش پرستی اشاره کرد !!!
به روی خودم نیاوردم و سعی کردم ببینم منظور دقیقش چیه ؟!
وقتی واضح تر از زرتشت و آتش و شیطان حرف زد چهره ی معصومش نمایان شد که در چه تفکراتی به سر میبره !
خیلی باهاش صحبت کردم و خیلی سعی کردم از برهانهای قاطع فلسفی مطالب مهمی رو بهش بگم !
گفتم ببین! نه تو و نه من هیچ کدوم نمیتونیم بگیم چقدر قوی هستیم که آیا شیطان و هوای نفس میتونه رومون تسلط داشته باشه یا نه !!!
گفت با دو نفر از جوونهایی آشنا شده که باعث شده اند تفکرات شیطان و آتش پرستی توی ذهنش قوی بشه و اعتقادی که به خدا و پیغمبر داشته آنقدر ضعیف شده که حتی دیگه نماز نمیخونه !
ادامه داد و گفت دوست دارم در یک صفحه ی قرمز رنگ آنقدر خیره بشم تا معنای آرامش را از سرخی آتش مانندش به دست بیارم !!! گفت آنقدر دو دل و شکاک در امور ساده میشم که هیچ تصمیم و اراده ای نمیتونم از خودم نشون بدم !!
از حالتهای خاص دیگه ش این بود که دائم میگفت رنگ چشمام عوض نشده؟الان قرمزه یا آبی یا...؟
در آخر گفت چرا در این زمان سراغ من اومدی ؟ حس میکنم اگه ما با هم میبودیم ، این اتفاقات برام نمی افتاد !
دلم به حالش سوخت و با خودم گفتم این همون دوست دوران دبستانی هست که بچه گی را با هم سپری کردیم !
و این سوال برام بوجود اومد که چه چیز باعث میشه که انسانها این قدر از همدیگه بی خبر و بی اطلاع باشند تا حدی که دوست از دوست خبر نداره که در چه اوضاع اجتماعی یا حتی فکری و روحی به سر میبره !؟!
امشب وقتی باز با هم بیرون رفتیم ، گفت از امروز شروع کرده به نماز خوندن و در این لحظه بود که احساس فوق العاده خوبی بهم دست داد.
خدایا راهنمای ما باش که هیچ کس جز تو نمیتونه ما رو از بیراهه های خطرناک این زمان و مکان نجات بده !
پ.ن2:
گاهی بد نیست به اطرافیانمون بهتر و با تفکر بیشتری بنگریم و ساده از کنار هر چیزی رد نشیم.
پ.ن3:
برای همدیگر دعا کنیم.
ya ali madad
| Design By : Pichak |

